درسنامه آموزشی جامعه شناسی (1) کلاس دهم انسانی و معارف
درس 5: جهانهای اجتماعی
جهان اجتماعی یا جهانهای اجتماعی؟
نظم و همکاری میان اعضای موجود زنده، یکسان است. آیا همکاری دستگاه تنفس و گردش خون در بدن انسانها، همیشه و همه جا یکسان نیست؟ همچنین نظم و همکاری حیواناتی که به صورت جمعی زندگی میکنند، طیّ عصرهای متمادی تغییری نمیکند؛ مثلاً زنبور عسل از هزاران سال قبل تاکنون با نظام واحدی زندگی میکند. آیا زندگی جمعی زنبوهای عسل سبلان و اجداد آنها در گذشته و تمامی زنبورهای عسل دنیا یکسان نیست؟ به نظر شما جهان اجتماعی انسانها نیز تنها یک شکل دارد؟
جهانهای اجتماعی یکساناند یا متفاوت؟
همۀ ما در جهان اجتماعی متولّد میشویم و پس از ما نیز، جهان اجتماعی همچنان وجود دارد. اگر ما فقط جهانی را ببینیم که در آن متولد شدهایم، شاید گمان کنیم جهان اجتماعی تنها یک شکل دارد. ولی هنگامی که چشم خود را بر جوامع دیگری میگشاییم که هم اینک در دیگر نقاط دنیا وجود دارند؛ یا وقتی به تاریخ گذشتۀ خود رجوع میکنیم و جهان خود را با آنان مقایسه میکنیم، به تنوع جهانهای اجتماعی پی میبریم.
علت تفاوت و تنوع جهان اجتماعی انسانها چیست؟
دانستید زندگی اجتماعی انسانها برخلاف زندگی سایر موجودات زنده، متنوع است و صورتهای گوناگون دارد.
بچه لاکپشتی که تازه از تخم خارج میشود، از ساحل به طرف دریا حرکت میکند و بدون راهنمایی بزرگترها وارد دریا میشود و به لاکپشتهای دیگر میپیوندد، میداند چه چیزی را باید بخورد؛ از چنگ چه حیواناتی باید فرار کند و کدام یک از آنها با او کاری ندارند و... . به نظر شما چه نیرویی این جانور کوچک را راهنمایی میکند؟

رفتار سایر موجودات زنده، ناآگاهانه یا غریزی است؛ ولی جهان اجتماعی را انسانِ آگاه و خلّق پدید میآورد. انسان در قبال فرهنگی که از طریق تربیت به او منتقل میشود، صرفاً موجودی منفعل و پذیرنده نیست، بلکه کنشگری فعّال و تأثیرگذار است. انسانها در هر موقعیتی که قرار میگیرند، ابتدا آن موقعیت را برای خود تعریف میکنند و به آن معنا میدهند و سپس در آن موقعیت دست به عمل میزنند. تنوع آگاهی و معرفت انسانها و همچنین تنوع اراده و اختیار آنها، سبب پیدایش جهانهای اجتماعی مختلف میشود.
گاهی، نوعی جهان اجتماعی شکل میگیرد که مبتنی بر تبعیض نژادی است و گاهی در تقابل با آن، جهان اجتماعی دیگری شکل میگیرد که نژادها، زبانها و اموری از این دست را عناصر اصلی به شمار نمیآورد. آیا میتوانید برای هر کدام از این جهانهای اجتماعی نمونهای بیاورید؟

تفاوتهای میان جهانهای اجتماعی چه نوع تفاوتی است؟
جهان اجتماعی شکل یکسانی ندارد و همواره تغییرات و تفاوتهایی در آن به وجود میآید؛ نسلها در پی هم میآیند و میروند، شیوههای زندگی تفاوت پیدا میکنند، انقلابها رخ میدهند و... . آیا با هر کدام از این تفاوتها، جهان اجتماعی جدیدی به وجود میآید؟
هر جهان اجتماعی، تغییرات و تفاوتهای مختلفی را درون خود میپذیرد. جمعیت یک جامعه کم یا زیاد میشود؛ اقتصاد آن رشد یا افول میکند و زبان و لهجۀ مردم دگرگون میشود؛ اما جهان اجتماعی هویت خود را حفظ میکند. گاه نیز جمعیت ثابت میماند، درآمد ملّی تغییر نمیکند و زبان متحول نمیشود؛ امّا تفاوتهای دیگری به وجود میآید که نشان از ظهور جهان اجتماعی جدید دارد.
تفاوتهایی که مربوط به لایههای سطحی جهان اجتماعی باشد، از نوع تفاوتهایی است که درون یک جهان اجتماعی واحد رخ میدهد؛ امّا تفاوتهایی که مربوط به لایههای عمیق جوانی جهان اجتماعی و عناصر محوری باشد، آن را به جهان اجتماعی دیگری تبدیل میکند.
تفاوتهایی که به ارزشهای کلان، آرمانها و اعتقادات اصلی بازگردد، از نوع تفاوتهای میان جهانهای اجتماعی مختلف است و تفاوتهایی که به حوزۀ نمادها و هنجارها باز میگردد، از نوع تفاوت میان جهانهای اجتماع مختلف نیست؛ بلکه از نوع تفاوتهایی است که درون یک جهان اجتماعی پذیرفته میشود.
تحلیل کنید (صفحهٔ 41 کتاب درسی)
- شرک و بت پرستی و نگاه نژادی و قبیلهای، از اعتقادات و ارزشهای بنیادی جهان اجتماعی شبه جزیرۀ عربستان بود.
- توحید و یکتاپرستی و خلافت و کرامت انسان، از اعتقادات و ارزشهای جهان اجتماعی اسلام است.
با ظهور اسلام عقاید و ارزشهای بنیادی جامعۀ جاهلی نابود شد و لایههای سطحی آن در خدمت اسلام قرار گرفت. بدین ترتیب زبان عربی حامل کلام و بیان الهی شد.
تفاوتهای جهان اجتماعی اسلام و جهان اجتماعی شبه جزیره عربستان جزو کدام دسته از تفاوتهاست؟
از نوع تفاوتهای عمیق و بنیادی است، زیرا اسلام نظام اعتقادی و ارزشی جامعهٔ جاهلی را تغییر داد؛ شرک، بتپرستی و برتری نژادی که لایههای عمیق جهان جاهلی بودند از بین رفتند و ارزشهایی مانند توحید، یکتاپرستی، کرامت انسان و خلافت جایگزین آنها شد. در نتیجه، هویت جهان اجتماعی کاملاً دگرگون شد و جهان جدیدی شکل گرفت، هرچند برخی عناصر سطحی مانند زبان و برخی مناسبات اجتماعی حفظ شدند و در خدمت ارزشهای اسلامی قرار گرفتند.
آیا جهانهای اجتماعی، تاریخ (سرگذشت و سرنوشت) یکسانی دارند؟
آشکار شد که جهانهای اجتماعی بر اساس عقاید و ارزشهای کلان خود، متنوعاند. ولی این پرسش مطرح است که آیا جهانهای اجتماعی در مسیر رشد و تحول خود نیز راههای متفاوتی را در پیش میگیرند یا همهٔ آنها ناگزیر از پیمودن مسیر واحدی هستند؟
عدهای از جامعه شناسان معتقدند همۀ جهانهای اجتماعی شبیه یکدیگرند و بر همین اساس مسیر یکسانی را نیز طی میکنند؛ یعنی همۀ آنها شبیه یک نوع موجود زندهاند و تفاوتشان همانند تفاوتی است که آن موجود زنده در مراحل مختلف رشد خود از دوران کودکی تا مراحل بزرگ سالی پیدا میکند. این عده، نگاه تک خطی به تاریخ بشر دارند. در این دیدگاه، همه جوامع در یک خط قرار میگیرند؛ بعضی از آنها در این مسیر واحد، پیشرفتهترند و بعضی در مقایسه با جوامع پیشرفته، عقب ماندهاند و جوامعی که به لحاظ تاریخی عقب ماندهاند، باید جوامع پیشرفته را الگوی حرکت خود قرار دهند.
|
|
در مقابل، عدۀ دیگری از اندیشمندان اجتماعی معتقدند جهانهای اجتماعی متنوعاند. هر جهان اجتماعی، فرهنگ و تمدن مناسب خود را به وجود میآورد. فرهنگها و تمدنها نیز براساس آرمانها و ارزشهای خود، تحولاتی را دنبال میکنند و مسیرهای مختلفی را میپیمایند. برخی فرهنگها و تمدنها، زمانی طولانی دوام میآورند و بعضی دیگر پس از مدتی از بین میروند. مردم شناسان بر همین اساس از جهانهای اجتماعی متفاوت همچون غرب، اسلام، چین و هند یاد میکنند.
در این دیدگاه، جهانهای اجتماعی مختلف با روابط متقابلی که دارند میتوانند از تجربیات یکدیگر استفاده کنند؛ اما هیچ یک از آنها با حفظ هویت خود نمیتواند مسیر دیگری را ادامه دهد. جهان اجتماعی زنده و سالم، فعّالانه با جهان اطراف خود ارتباط برقرار میکند. مطابق با نیاز خود، از دستاوردهای جهانهای اجتماعی دیگر بهره میبرد. در صورتی که لازم باشد، تغییراتی در آنها به وجود میآورد و سپس از آنها استفاده میکند.
تفسیر کنید (صفحهٔ 43 کتاب درسی)
اگرچه انسان امروزی براساس تجربیات واقعی، استعمار را به معنی استثمار (بهرهکشی به ناحق از دیگران و دسترنج آنها) درمییابد؛ ولی در سدههای پیشین، نظریۀ استعمار به معنای طلب آبادانی برای جوامع عقب مانده بود. دربارۀ نظریۀ استعمار، تحقیق کنید. این نظریه محصول کدام یک از دیدگاه های بالا بود؟ نظریه استعمار را براساس آن دیدگاه، تفسیر کنید.
نظریهٔ استعمار محصول دیدگاه تکخطی تاریخ است؛ یعنی همان دیدگاهی که باور داشت همهٔ جهانهای اجتماعی یک مسیر واحد رشد را طی میکنند و جوامع پیشرفته الگوی جوامع عقبماندهاند. بر اساس این نگاه، استعمار به ظاهر «تلاش برای آباد کردن جوامع عقبمانده» توجیه میشد، زیرا کشورهای استعمارگر خود را پیشرفتهتر و صاحب تمدن برتر میدانستند و تصور میکردند حق دارند مسیر رشد جوامع دیگر را تعیین کنند. اما در واقع، این نظریه پوششی برای استثمار و بهرهکشی از منابع و نیروی کار ملتهای دیگر بود.
مفاهیم اساسی (صفحهٔ 44 کتاب درسی)
تنوع جهانهای اجتماعی، ویژگیهای ذاتی (اساسی)، ویژگیهای عَرَضی (سطحی)، نگاه تک خطی به تاریخ و نگاه عَرْضی به جوامع
خلاصه کنید (صفحهٔ 44 کتاب درسی)
- انسانها در جهانهای اجتماعی مختلفی زندگی میکنند.
- جهان اجتماعی را انسان آگاه و خلّاق پدید میآورد، تنوّع سبب آگاهی و جهان اجتماعی میشود.
- تنوّع اراده و اختیار انسانهاست که ایجاد کنندهٔ تنوّع در جهان اجتماعی است.
- تفاوتهایی که درون یک جهان اجتماعی رخ میدهد مربوط به لایههای سطحی جهان اجتماعی است.
- تفاوت در لایههای عمیق جهان اجتماعی میتواند یک جهان اجتماعی را بر جهان اجتماعی دیگر مسلط کند.
- در نگاه تک خطی باید جوامع پیشرفته را الگوی جوامع عقب مانده قرار داد.
- در دیدگاه عرضی، جهانهای اجتماعی با حفظ هویت خود از تجارب دیگران استفاده میکنند.
آنچه از این درس آموختیم (صفحهٔ 44 کتاب درسی)
در این درس آموختیم که جهان اجتماعی انسان تنها یک شکل ندارد و برخلاف موجودات زنده که بهطور غریزی و ثابت زندگی میکنند، جهانهای اجتماعی انسان متنوعاند و براساس آگاهی، اراده و ارزشهایی که جوامع میپذیرند شکل میگیرند. تغییرات سطحی در هنجارها و نمادها یک جهان اجتماعی را دگرگون نمیکند، اما تغییر در عقاید و ارزشهای بنیادین باعث پیدایش جهان اجتماعی جدید میشود؛ مانند تفاوت میان جهان اجتماعی جاهلی و جهان اجتماعی اسلام. همچنین فهمیدیم که جهانهای اجتماعی مسیر رشد یکسانی ندارند و هر جامعه با هویت و ارزشهای خود راه و سرگذشت متفاوتی را دنبال میکند، هرچند میتواند از تجربههای دیگر جهانهای اجتماعی بهره بگیرد بدون اینکه هویت خود را از دست بدهد.